Wednesday, April 6, 2011

Im a 'piphany rambler

 اینجا که نشستم سقفی بالای سرم نیست، که به آن خانه بگویم، که مادر باشد و پدر باشد و به سوی تجلی سیر کنیم،  من ولگردم

Sunday, February 6, 2011

پست اول

از آنجا که نمی دانم چیست و نداده ام تا بحال، نمی آید، اینجا قرار است چه نوشته شود نمیدانم، خدایش هم نمی داند، و از سر بدشانسی دو روزیست لالم به سان چیفِ پرواز بر فراز آشیانه ی کوکو (فاخته هم میگویند)، و از آنجا که مدت مدیدیست تنها در حال کش آمدنم، با فجاعت تمام نیاز به پیکر بندی دوباره را در خود احساس می کنم، پس تا پیکر بندی دوباره (شب ها رخ می داد) به هیچکسی که این پست را نمی خواند، بدرود میگویم.

های باشید